عماد الدين حسن بن علي الطبري
306
كامل بهائى ( فارسي )
جواب ، لا شك درجهء نبوت بيش از درجهء امامت باشد چون موسى به طور رفت و بازآمد هارون عذر قوم به او بازگفت كه : يا ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي ( اعراف 149 ) و گفت : إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي ( طه 95 ) اى پسر مادر من بدرستى كه قوم مرا ضعيف داشتند و نزديك بود كه مرا بكشند و من ترسيدم كه اگر شدت كنم تفرقه در ميان خلق افتد و تو گوئى كه تفرقه در بنى اسرائيل انداختى و سخن من قبول نكنى ، يعنى اگر با ايشان حرب مىكردم پراكندگى در بنى اسرائيل پيدا مىشد و ظهور فتنه زياده شدى از آنچه هست ، پس عذر على بعينه اين بود همچنان كه هارون گفت : إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْداءَ ( اعراف 149 ) . اينجا نيز على عليه السّلام را ضعيف يافتند به آن معنى كه لشكر و مدد نيافت و مردم گوسالهپرست شده بودند و او دائما گفتى : ما زلت مظلوما ، منذ قبض اللّه نبيه ، و اين باب گفته شود مشروحتر از اين . چون كار ايشان بدينجا رسيد گفتند ما را هيچ مانعى نماند الّا كه از على عليه السّلام بيعت مىبايد ستد به هر نوع كه مقدور شود و الّا كار بر ما مقرر نشود و هرگز به نظام نباشد . عايشه گفت تا فاطمه زنده بود على عليه السّلام بر ابو بكر بيعت نكرد فاطمه عليها السّلام شش ماه زنده بود بعد از رسول صلّى اللّه عليه و آله به روايت او و به روايت ما اختلاف هست و رمزى از اين گفته شده جعفر بن محمد الصادق عليهما الصلاة و السّلام گويد كه چون رسول اللّه متوفى شد هنوز او را دفن نكرده بودند كه مردم عهد بشكستند و اجتماع كردند به خلاف آنچه رسول اللّه ايشان را فرموده بود . * ( شعر ) * من مبلغ عنا النبى محمدا * ان الورى عادوا الى العدوان ان الذين امرتهم ان يعدلوا * لم يعدلوا الا على الايمان غصبوا امير المؤمنين مكانه * و استأثر و ابا لملك و السلطان بطشوا فاطمة البتول و اخذوا * ميراثها طعنا على الفرقان امير المؤمنين از دفن و عزاى رسول فارغ شد و به تأليف قرآن مشغول شد و بر شيعه امامت كرد كه رسول چنين فرموده بود و با او از صحابه اندكى مانده بودند . پس عمر با ابا بكر گفت مردم جمله بيعت كردند الّا على عليه السّلام كسى را با او فرست تا بيايد و بر تو بيعت